خرید بک لینک
دیشب خواب اقای ع را میدیدم که 14 سال پیش رییسم بود... خیلی خوشحال از خواب بیدار شدم. اقای ع هیچ وقت دنیا را جدی نمیگرفت. خیال میکرد که باید بگذارد هر کس هر طور دلش میخواهد زندگی کند. یکی از شاهکارهایش زمانی بود که داشت کار یک بابایی را راه میانداخت که قبلا برایش زده بود اقای الف داشت خودش را میکشت که منصرفش کند هی میگفت یادت نیست. با همان لحن همیشگی و از لای لب جواب داد مهم نیست. یکبار هم شنیدم لای فحش و غوغای کاربرها داشت سیستم جدید را اموزش میداد...در یونان باستان سمبل ارامش و نگزیدن کک بود. خیلی دوست دارم کمی ارام باشم. فقط کمی.

برچسب: نویسنده: ساحل مرادیان تاريخ: چهارشنبه 24 مرداد 1397 ساعت: 5:27

صفحه بندی