
دیشب خواب اقای ع را میدیدم که 14 سال پیش رییسم بود... خیلی خوشحال از خواب بیدار شدم. اقای ع هیچ وقت دنیا را جدی نمیگرفت. خیال میکرد که باید بگذارد هر کس هر طور دلش میخواهد زندگی کند. یکی از شاهکارهایش...
ادامه مطلب
دوستم تو چقدر میوه و سبزیجات میخوری..سیب .... سیب چندتا میخوری. ...
ادامه مطلب
سلام قول میدم کسی یادش نیست که اون چیو یادش رفت فکر کنم فقط من و تو یادمون باشه راستی پیداست به سندروم حسرت برادر مبتلا نیستی امیدوارم هیچ حسرتی رو دل نازکت نباشه تازگی فهمیدم خیلی ها این سندروم را دارند تازه من که با آدم های بسیار کمی در تماسم... باید بین ادمها خیلی رایج باشه. شب قبل از پست شما در منزل بحث کاپتان بود من گقتم خوب بود تک خوری میکرد؟ حالا بین یه عده توزیع کرده این که کار بدی نیست ...
ادامه مطلب
سالها آرزو داشتم محبوب هایم همسایه های نزدیک من باشند دست توانمندی از پشت یقه بگیردشان بیاوردشان همین نزدیکیها داشت کم کم توی لایه های ذهنم این آرزو گم میشد دو هفته پیش دوباره پیدایش کردم برقش انداختم حالا در این آخرین شنبه تابستانی و حالا که سرد و گرم چشیده ترم اهداف و آرزوهایم را کمی عوض میکنم شما نیامدید باشه منم عاشق همسایه ها میشوم همینها که همین الان همسایه من هستند بالاخره می آیید مطمئنم همه آرزوهای من حتمی هستند...
ادامه مطلب
باید به جای زخیم کردن بیهوده ابروها شاخه گلی در قلبهای ترک خورده بکاریم و به جای حرفهای بیرویه و آتشین عشقی راستین در نهال کوچک رویاهامان بکاریم ما زنهای ساده زیست که رنگ مدادهای کیفمان شبیه رنگ خط خطیهای بچگی هایمان است باید یادبگیریم عاشق باشیم و الا باد کلاه آرزوهایمان را میبرد باید یادبگیریم ساده و کم نیاز باشیم و دل به گرمای کورسوی هنسایه ها ندهیم باید کیفمان عوض رنگ پر از میوه های تابستانی باشد زن های خوب زنهای ساده زیست عاشق باشید این یک دستور است........
ادامه مطلب